دومین دریاچه بزرگ نمکی در جهان است. اکوسیستم این دریاچه به دلایل اجتماعی - اقتصادی و معیارهای اکولوژیکی نقش مهمی در شمال غرب ایران ایفا می کند. طی دهه های اخیر رویکرد توسعه ای کم توجه به پایداری منطقه ای و تغییرات آب و هوایی ، زمینه پیدایش وگسترش بحران محیطی دریاچه ارومیه را فراهم کرده است. هدف این پژوهش استفاده از ظرفیت رهیافت برنامه ریزی محیطی یکپارچه به عنوان رهیافتی کل نگر و میان کنشی برای برنامه ریزی و مدیریت سیستم محیطی دریاچه ارومیه از طریق یک فرآیند راهبردی و هدف سو در جهت ارتقای شرایط محیطی حوضه این دریاچه است. روش کار مبتنی بر مطالعات اسنادی و میدانی است که با مطالعه متون و منابع موجود در ارتباط با برنامه ریزی محیطی و توسعه پایدار و اسناد مرتبط با دریاچه ارومیه و مصاحبه با متخصصان محلی و ملی انجام شده است. در این راستا تحولات محیطی و میان کنش های متقابل اکوسیستمی دریاچه ارومیه بررسی شده و با بهره گیری از نظرات متخصصان امور محیطی و برنامه ریزان و بر اساس نتایج بدست آمده از به کارگیری روش فرآیند تحلیل سلسله مراتبی و دلفی ، سیاست های بخش تصمیم گیرندگان برای بهبود شرایط اکوسیستم دریاچه در اولویت قرار گرفته است. در نتیجه بر اساس این سیاست ها ، تصمیم گیرندگان در این حوضه به عنوان تاثیرگذارترین بخش ، باید در راستای درک کامل تاثیر فعالیت های انسانی در اکوسیستم دریاچه و آگاهی دادن به گروه های اثرگذار و اولویت داربرآمده و به مقابله جدی با این بحران بپردازند.